تبليغاتX
شاه سیب - دو چکه سیب
اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران
 (دو چکه سیب )

سلام ... صبح به خیر ... حالتان خوش است آقا ؟

جسارت است ... ولی ... می دهید دست آقا ؟

خوش آمدید دلم سفره پهن کرده کمی ...

ز باغ چشم شما سایه رهن کرده کمی ...

... کمی غزل و کمی نان نبض پنجره ها

و چای داغی شیرین ترین خاطره ها

دو چکه سیب ز شوق گناه (( بارانی ))

و یاس های لبالب ز عطر مهمانی

شمیم خنده که در خاطر فضا مانده

و رد عشق که در چشمتان به جا مانده

چقدر دست به دست دقیقه ها دادیم

چقدر خاطره از انتظار ما مانده ...

چقدر گریه کشیدیم روی خنده ی ماه

چه سایه های غریبی ز گریه ها مانده ...

... و حال ... گریه کدام است ؟ ... خنده کن آقا !

کنون که رو به شما دست هام وا مانده

کنون که نیمه شب است و ... غزل رسیده ز راه

چه خنده های قشنگی کشیده ایم به ماه

چه لحظه های بزرگی ... من و شما و خدا

و لحظه های پس از این که می رسد با ما ...

... عجب شبانه ی داغی که سر نمی رود و ...

سه نقطه بار ... شبانه به انتها مانده ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 11:47  توسط ایلناز حقوقی |