تبليغاتX
شاه سیب -
اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران
خدا

دیشب دوباره خواب تو را دیدم وخدا ...

دیشب ستاره های تو را چیدم و خدا ...

صدها هزار بار کشیدم تو را و بعد ...

هی دزدکانه عکس تو بوسیدم و خدا ...

از لابه لای پچ پچ (( باران )) و آفتاب

هفت قشنگ نام تو دزدیدم و خدا ...

از دل خوشی شاپرک و یاس و اطلسی

دیروز عطر دست تو بوییدم و خدا ...

بر بی قراری غزلم ، بر خماری اش

مست شراب ناب تو پاشیدم و خدا ...

با چنگ و دفّ آمدنت  ـ گام های تو ـ

شب تا سحر ز شوق تو رقصیدم و خدا ...

امشب خدا معبّر خوابم شد ، آمدی

از عمق لحظه ای که نفهمیدم ... و خدا ...

من را به چشم های تو آقا ! سپرده است

دست همان که باز سراییدم و خدا ...

امشب میان معرکه ی واژه و غزل

تا انتهای راه تو را دیدم و خدا

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 15:51  توسط ایلناز حقوقی |