تبليغاتX
شاه سیب -
اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران
... سر این پیچ

سر این پیچ تو هستی و خدا هست  و من ...

سایه ات روی سر ثانیه ها هست و من ...

می تپم باز غزل ... وااااااای ! غزل آمده است !

باز هم محشر چشمان شما هست  و من ...

آبی معرکه تان را نفسم تازه شده است

غزل از دیدنتان سر به هوا هست  و من ...

عطر رز ،  عطر خدا ، آمدنت با (( باران ))

آفتاب نفست ، هفت به پا هست و من ...

... و من از آمدنت ماندنی شعر شدم

شعر خوش آمد آبادی ما هست و من ...

... و تپش های دل و ساعت و (( باران )) و غزل

سر این پیچ تو هستی و خدا هست و من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 8:41  توسط ایلناز حقوقی |