![]() |
![]() |
|
| اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران |
|
سه نقطه همین تقدس قلبی میان مسجد ایمان همین تبلور هفتی ز آفتاب و ز (( باران )) همین تبسم عشقی همین نهایت باور همین طلوع رسیدن ز آفتاب وفا ،تر همین شروع بهاری که می رسد ز غزل ها ز جاده های من و تو که می رسد به ده ما همین بلند نشینی بزرگ مرد نگاهم ستاره پرور نوری و سایه پرور ماهم شمیم یاس غزل ساز شعرهای منی و برای باور آغاز ابتدای منی و قسم به حرمت دستات دوست دارمت آقا مرا ببر تو به همرات دوست دارمت آقا نشان سرخ وفایی وآشنای خدایی تو اعتبار درختی تو بیش از این همه هایی همین که ثانیه آغاز با تو بودن من شد همین که مثنوی تو پل سرودن من شد هزار و سیصد و هشتاد و پنج بار تو را من نه !... قد حرمت هر دل که آفرید خدا من قسم به زندگی آب دوست دارمت آقا به قطره قطره ی مهتاب دوست دارمت آقا شهاب می شود این شعر و آفتاب تویی تو خمار می شود این من شراب ناب تویی تو ادامه ی همه ی بیت های شعر تویی و سه نقطه های من و انتهای شعر تویی و سه نقطه ... حرمت عشقی سه نقطه ... باز سه نقطه ... همین تبسم عشقی ... همین نیاز ... سه نقطه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:40 توسط ایلناز حقوقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
قرار هست بیایی و سقف چکه کند ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
همین دیروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تبسم عشق روی این لحظه های تازه نفس ... |
|
RSS
|