تبليغاتX
شاه سیب -
اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران
کوه

نبود کوه ، تو بودی تویی که می مانی

تویی که آخر عشقی ، صفای (( بارانی ))

تویی که ثانیه را می شناسی از دیدار

تویی که می رسد از تازه لحظه هات ، بهار

تویی که ماه نشینی ، ترانه پیمایی

و تا ستاره ی آخر همیشه با مایی

تویی ، تو ، خاطره پرور ! همیشه ی معنا !

تویی که می شکفد زیر سایه ات رویا

تو کوه واژه ی شوقی تو  شور احساسی

تو رنگ پرور عطر خوش گل یاسی

... و کوه آمد و رفت و تو را تبسم کرد

و ابر ، شاعر چشم تو را ترنم کرد...

و این خوش آمد آغاز توست ، می دانی

و کوه رفت و تو هستی ، تویی که می مانی  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:31  توسط ایلناز حقوقی |