![]() |
![]() |
|
| اشعار و نوشته های ایلناز حقوقی تخلص : باران |
|
کوه
نبود کوه ، تو بودی تویی که می مانی تویی که آخر عشقی ، صفای (( بارانی )) تویی که ثانیه را می شناسی از دیدار تویی که می رسد از تازه لحظه هات ، بهار تویی که ماه نشینی ، ترانه پیمایی و تا ستاره ی آخر همیشه با مایی تویی ، تو ، خاطره پرور ! همیشه ی معنا ! تویی که می شکفد زیر سایه ات رویا تو کوه واژه ی شوقی تو شور احساسی تو رنگ پرور عطر خوش گل یاسی ... و کوه آمد و رفت و تو را تبسم کرد و ابر ، شاعر چشم تو را ترنم کرد... و این خوش آمد آغاز توست ، می دانی و کوه رفت و تو هستی ، تویی که می مانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:31 توسط ایلناز حقوقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
قرار هست بیایی و سقف چکه کند ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
همین دیروز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تبسم عشق روی این لحظه های تازه نفس ... |
|
RSS
|